
ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات از جمله مهمترین مشکلات بافت های فرسوده شهری
ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات از جمله مهمترین مشکلات بافت های فرسوده شهری ،است. طبق مطالعات انجام شده، بالغ بر صد و چهل هزار هکتار بافت ناکارآمد شهری در سطح کشور وجود دارد و جمعیتی بالغ بر بیست میلیون نفر در این بافت ساکن هستند
به گزارش پایگاه خبری مهندسین نیوز – مرجع اخبار نظام مهندسی، ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات از جمله مهمترین مشکلات بافت های فرسوده شهری ،است. طبق مطالعات انجام شده، بالغ بر صد و چهل هزار هکتار بافت ناکارآمد شهری در سطح کشور وجود دارد و جمعیتی بالغ بر بیست میلیون نفر در این بافت ساکن هستند
ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات از جمله مهمترین مشکلات بافت های فرسوده شهری
رئیس سازمان نظام مهندسی بیان کرد:
ایران حرفی در صنعتی سازی مسکن ندارد/ چرا آمایش سرزمینی اجرا نگردید؟
ترافیک، آلودگی هوا، کمبود امکانات از جمله مهمترین مشکلات بافت های فرسوده شهری است. طبق مطالعات انجام شده (در طرح جامع، مطالعات فرادستی طرح تفصیلی، مطالعات بازآفرینی) بالغ بر صد و چهل هزار هکتار بافت ناکارآمد شهری در سطح کشور وجود دارد و جمعیتی بالغ بر بیست میلیون نفر در این بافت ساکن هستند. از این میزان حدود پانزده هزار هکتار در استان تهران است که بیش از ۴.۵میلیون نفر جمعیت در آن اسکان دارد.
بازآفرینی شهری و احیای بافت فرسوده ارتباط مستقیم با مدل های ساختوساز دارد. سیاست گذاری ها در کشورهای مختلف، نتایج متفاوتی را به بار آورده است. ایران با مشکلات بسیاری در بازآفرینی شهری روبرو است در بررسی این موضوع با احمد خرم، رئیس سازمان نظام مهندسی ساختمان ایران به گفتوگو نشستهایم.
صنعت ساختوساز در جهان را چگونه ارزیابی می کنید و جایگاه ایران در این صنعت چگونه است؟
از ابتدا تاکنون صنعت ۶ نسل را پشت سر گذاشته است. متاسفانه ما در نسل سوم یعنی نسل پیشا صنعتی ساختوساز هستیم، نسل چهارم، صنعتی سازی که دنیا از آن عبور کرده است، نسل پنجم، نسل ساختمان هوشمند است، همه مراحل ساختوساز از تولید، حملونقل و نصب هر سه مقوله هوشمند است. قطعات ساختمان اسکلت ساختمان و … بارکد دارد و طبق نیاز تولید میگردد. خط تولید روی تریلی چیده و در مکان مورد نظر به شکل درجا بدون این که جایی اشغال کند با جرثقیلها سر جای خود قرار می گیرد و با آچارهای برقی پیچیده می شود. بقیه بخش ها نیز بر روی آن قرار می گیرد. نماد این نوع ساختمانسازی، هتلی است که نه سال پیش در پکن چین ساخته شد و در روز هفدهم مسافر پذیرش شد. دیگر مثال آن ساخت یک بیمارستان ۱ هزار تخت خوابی در طول ده روز است که برای بیماران کرونایی اختصاص یافت. نسل ششم ساختوساز، ساختمان سبز است و حدس زده می شود بزودی وارد نسل هفتم ساختوساز می شویم.
ویژگی آشکار این نسل از ساختوساز استفاده از هایتکها در ساختمانسازی است. استفاده از علم روز از جمله نانو در صنعت ساختمان، محیط را با دوام می کند و استحکام سازه را بالا می برد. همچنین استفاده از ذرات نانو در سیمان و بتن مقاومت ساختمان را افزایش می دهد. امروز در رنگ نمای ساختمان از ذرات نانو استفاده می شود که مقاومت نما در مقابل یخبندان، آفتاب، سرما، گرما و تغییرات جوی را بالا می برد و دوام آن را مادامالعمر میکند.
استفاده از تکنولوژی در ساختمان سازی، میزان مصالح بکار رفته در ساختوساز را کاهش داده و استحکام سازه را بالا می برد. مقاومت بتن که سیصد و پنجاه کیلوگرم بر سانتی متر مربع بود، با این تکنولوژی به بالای ۱ هزار کیلوگرم بر سانتی متر مربع می رسد. در نسل هفتم ساختوساز از ۳ تکنولوژی آی تی، نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی استفاده گستردهتر و عمیقتری خواهد شد. سایز ستونها و تیرهای ساختمان بتنی با این علم بسیار کوچک می شود و ساخت ساختمان اقتصادیتر می شود.
شرایط کنونی کشور در ساختوساز رضایت بخش نیست چرا که حرفی برای صنعتی سازی نداریم. بطور کلی میزان صنعتیسازی ایران در طول یک سال به پنجاه هزار واحد نمیرسد. در حالیکه نیاز سالانه کشور به مسکن در حدود یک میلیون واحد است. باید بتوانیم از نسل سوم به نسل پنجم جهش کنیم.
بر چه مبنایی این جهش به سمت نسل پنجم ساختوساز باید انجام گردد؟ آیا بستر، شرایط و ابزار آن آماده است؟
در صنعت ساختمان فولادی و بتنی ما کارخانجات و گارگاه های بسیار مفصلی در سطح کشور داریم، این یعنی ابزار و تسهیلات آن در کشور موجود است، باید بتوانیم این امکانات را سامان دهیم و به شکل هماهنگ و در یک راستا حرکت دهیم. می توان با یک برنامهریزی راه رسیدن به توسعه را پیمود. باید با مشوق هایی که در نظر گرفته می شود، بخش خصوصی را مجبور به حضور در صحنه کرد.
بستر و ابزاری که صنعت ساختوساز را توسعه می دهد در کشور وجود دارد اما پراکنده است. هر بخشی برای خود به شکل جزیره ای کار می کند، بعنوان مثال اگر دو یا چند کارخانه اسکلت سازی فولادی و بتنی تبدیل به کنسرسیوم شوند، بسیاری از این مسائل و مشکلات قابل حل است.
نکته مهم در صنعت ساختوساز، نیروی انسانی است. نیروی متخصص مهندسی در حوزه ساختمان در ایران از آمریکا بیشتر است. یکی از بزرگترین و کیفیترین NGOهای دنیا مربوط به نظام مهندسی ایران است که اعضای آن لیسانس، فوق لیسانس و یا دکترای رشته ساختمان هستند. این افراد لشگر توسعه و سازندگی هستند که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. در حال حاضر صنعت کشور در یک رکود است، رکودی شکننده که کشور را به بن بست می برد. راه خروج از این موضوع با فعال کردن بخش ساختمان و ساختوساز است.
نیروی انسانی متخصص و ابزار و بستر صنعتی سازی را داریم. از طرفی نود و پنج درصد مصالح ساختوساز در کشور تولید میشود و نود و هفت درصد تولیدات نیز در این بخش توسط بخش خصوصی انجام می شود. برای اجرایی شدن و فعال شدن این حوزه، یک سری اهرم تشویقی نیاز است که بدنه کم جان ساختوساز کشور را به حرکت وا دارد. تعجب می کنم توجه دولت، مجلس و حاکمیت به موضوع صنعتی سازی کم است.
با توجه به اینکه بیست و پنج سال در دولت و شانزده سال در بخش خصوصی مشکلات و مسائل را درک کرده اید، راهکار حل مشکلات را چه می دانید؟
در دو طرف میز بوده ام و مسائل و مشکلات در این حوزه را درک می کنم. طرح تحول اقتصادی به سخن گفتن، قانون نوشتن و قانون را بایگانی کردن نیست، باید باور تحول ایجاد گردد که این باور توسط دولت و حاکمیت می تواند عملیاتی گردد. دولت با ورود به صحنه حمایت و نه تصدیگری می تواند با خصوصیسازی، تشویق، حمایت، پیشرفت را بهمراه بیاورد.
بیست سال از قرن بیست و یک گذشته است، هنوز امور تصدیگری را در دست دولت می بینیم. البته دولت آرام آرام در سال های اخیر به این نتیجه رسیده است که نباید دخالت کند و حتی بدنبال برون سپاری امور حاکمیتی است. دولت باید به بخش خصوصی اعتماد کند. چرا که بخش خصوصی کشور ما، بخش قابل اعتمادی است هر چند گرفتاری و انحرافاتی هم دارد. اکثریت جامعه اگر بتوانند خدمتی کنند حتما عرضه می کند، حاکمیت می تواند این نیرو را برای خدمترسانی بسیج، همدل، هم طیف، همراه و همکار کند. اگر به این مسائل توجه نکنیم راه به جایی نمی توانیم ببریم.
نخست وزیر کره سال پنجاه و سه، در بازدیدی که از خیابان سئول ایران داشت و کلنگ نمایشگاه دائمی را زد، زیر پروتکلی که با نخست وزیر ایران امضا کرد نوشت: «به امید روزی که سئول تهران شود.» آرزوی نخست وزیر کره این بود که سئول مثل تهران پیشرفته شود. کره با سیصد دلار درآمد سرانه قدم در راه توسعه گذاشت و راه را شروع کرد. در آن زمان ایران چهار هزار دلار درآمد سرانه داشت. این تفاوت درآمد سرانه باعث شده بود که به شرایط ایران غبطه بخورد و آرزو کند روزی به چهار هزار دلار درآمد سرانه برسد. امروز در سال نود و نه، درآمد سرانه کره جنوبی بالای بیست و هشت هزار دلار است و ایران زیر چهار هزار دلار. وضعیت کنونی ایران ناشی از بیتوجهی و کمتوجهی به راهی است که دنیا به آن توجه کرده است. دولت نباید فکر کند پرداخت هزینه برای بسترسازی و ابزارسازی، هزینه اضافی است.
مشکلات کلان اقتصاد که دامن گیر صنعت ساختمان شده را چه میدانید؟
کشورهایی که امروز عملکرد آنها در جهان الگو شده است چند کار اساسی انجام دادهاند. اول این که دولت را کوچک کرده و آن را فعال و چابک کردهاند. دولت ژاپن با صد و پنجاه ملیون نفر جمعیت صد و بیست و سه هزار نفر پرسنل دارد، دولت کره جنوبی با پنجاه و هفت میلیون نفر جمعیت، پنجاه و سه هزار نفر پرسنل دولتی دارد، ایران در بهترین حالت دو میلیون و چهارصد هزار بشکه در روز صادرات داشته و وزارت نفت ایران به تنهایی دویست و سی هزار نفر نیرو دارد. این در حالی است که وزارت نفت نروژ با پنج میلیون بشکه صادرات، صد و بیست نفر پرسنل دارد و سود کلانی را بدست می آورد در حالیکه هزینه های تولید آن کم است.
یکی از مسائل مهم امروز، کم کردن هزینه های دولت و بجای آن سرمایهگذاری کردن برای نسل موجود و نسل های آینده است. دومین مسئله، نقدینگی است. نقدینگی، باید به میزان خاصی هر سال اضافه گردد. این میزان باید به ازای تولید و خدمات مولد وجود داشته باشد. یعنی به میزان افزایش جی دی پی که در سال داریم، می توانیم نقدینگی را اضافه کنیم، اگر رشد اقتصادی ما یک درصد است، نقدینگی را می توانیم یک درصد اضافه کنیم. در سال های بعد از انقلاب، سالانه میانگین بیست و پنج تا بیست و هشت درصد، افزایش نقدینگی داشتیم، در حالیکه رشد جی دی پی ایران میانگین سه تا سه و نیم درصد بود، این یعنی لطمه زدن به ارزش پول ملی، ایجاد تورم و در نهایت مردم را هرروز با ضرر روبرو کردن.
یک سال پیش در سوریه، (که به نظر کشوری عقب افتادهتر از ما است) ۸ پیمانکار که یکی ایرانی بود، اجرای یک پروژه را بعهده می گیرند. پرداخت صورت وضعیت دو ماه با تاخیر مواجه می شود، پیمانکار ایرانی افزایش نقدینگی را پیشنهاد می کند که توسط نخست وزیر سوریه رد می شود و می گوید: با چاپ پول اضافی بدون تولید و خدمات مولد به کشورم آسیب وارد می شود، هرگز چنین کاری نخواهم کرد. ما باید با جلوگیری از افزایش نقدینگی بی حساب و کتاب، مملکت و ملت ایران را دریابیم. نقدینگی یکی از مسائل اساسی است که در کنترل تورم و نرخ بیکاری تاثیر گذار است.
رشد اقتصادی با آمایش سرزمینی ارتباط مستقیم دارد این در حالی است که در کل کشور آمایش سرزمینی نداریم. آخرین طرح جامع آمایش ایران در سال پنجاه و سه گرداوری و اجرا گردید. این طرح آمایش سرزمینی میگوید در افق بیست و پنج ساله ، باید دویست و هشتاد و پنج میلیون نفر را در سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان ساکن داشته باشیم. با ایجاد اشتغال، شهرک سازی و توسعه شهرسازی جمعیت مستقر کنیم و پیش بینی شده بود اگر این اقدامات زیرساختی انجام نشود، همه کلان شهرها مورد هجوم حاشیه نشینها قرار خواهد گرفت. با اجرایی نشدن این طرح، پیش بینیها به حقیقت پیوست و هر چه تلاش می شود مسئله ترافیک، آلودگی هوا و مسائل اجتماعی آن را حل کنیم، امکان پذیر نیست.
فاکتورهای اساسی توسعه برای ایجاد سکونتگاهها را چه می دانید؟
دو فاکتور اساسی توسعه انرژی و حمل و نقل است. اگر این دو منبع تامین نگردد، فعالیت قابل ملاحظه چشمگیر و توسعهای امکان پذیر نخواهد بود. در جنوب کشور مخزن پارس جنوبی را داریم و در بندر عباس منابع گاز وجود دارد، و از طریق سرخون بندرعباس هم به دریای آزاد راه داریم و حمل و نقل کم هزینه هم از این طریق میسر می شود.
اگر آمایش سرزمینی سال پنجاه و سه اجرایی می شد، امروز بیست و پنج میلیون نفر در جنوب ایران مستقر بودند، بدون آمایش سرزمینی، امروز دو و نیم میلیون نفر در جنوب کشور ساکن هستند و بیست میلیون نفر جاشیه نشین در مناطق فرسوده و ناکارآمد شهری مستقر هستند. طبق تحقیقات سازمان تحقیقاتی جایکا ژاپن، اگر یک زلزله هفت ریشتری در تهران بیاید، میلیونها نفر در تهران کشته و زخمی میشوند. اجرای پروژهها بدون طرح توسعه ، دو تا دو و نیم برابر بیشتر از حرکت طبق طرح توسعه است. راهبرد و برنامه مسائل کلانی است که باید به آن توجه گردد.
گرداوری و اجرای طرح آمایش سرزمینی بعهده کدام مرکز و یا سازمان است؟ تا سیاست مداران طبق آن آمار تصمیم سازی کنند؟
تهیه طرح آمایش باید توسط سازمان برنامه و بودجه با تصویب توسط هیات دولت انجام گردد، تا امروز ۳ بار گرداوری طرح آمایش سرزمینی استارت زده شده و متاسفانه به نتیجه نرسیده است. دو بار این طرح به دولت آمد و تصویب نشد. سومین مرتبه که طرح آمایش سرزمینی استارت زده شد، مربوط به سال نود و هفت است. ۳ شرکت مشاور ایرانی یک کنسرسیوم ایجاد کردند، مناقصه برگزار و برنده مشخص شد ولی قراردادی منعقد نشده است.
در اینکه سازمان برنامه و بودجه مرجع قرارداد و تهیه طرح آمایش سرزمینی است، شکی نیست. در اینکه یک مشاور دارای صلاحیت و رتبهبندی بینالمللی این کار را باید انجام دهد نیز شکی نیست. ولی مشکل این است که هیچ مشاوری در داخل کشور برای طرح آمایش سرزمینی نداریم. باید برای اجرای این طرح با یک شرکت مشاوره با رتبه بندی بین المللی قرارداد ببندیم. ایران نیز تعدادی مشاور خبره را همکار این مشاوران بین المللی قرار دهد تا یک دوره تهیه آمایش سرزمینی را تجربه و تمرین کنند و پس از آن با کمک خود مشاوران آموزش دیده ایرانی، طرح آمایش گرداوری کنیم. اگر هزینه و امکان و شرایط استخدام مشاوران بینالمللی را نداریم باید اجرای آمایش سرزمینی سال پنجاه و سه را مبدا قرار دهیم، این طرح را اصلاح و به روز رسانی و در نهایت عملیاتی کنیم. مشکل این است که هم می خواهیم کار را خودمان انجام دهیم و هم بلد نیستیم و هم وضعیت ارزی دولت خوب نیست و نمیخواهیم هزینه کنیم.
موفق ترین کشورهایی که تجربه خوبی در احیای بافت فرسوده و بازآفرینی شهری داشته اند را بیان کنید و بهترین الگو برای ایران کدام کشور میدانید؟
کشورهای متعددی طرح اجرای بافت فرسوده و بازآفرینی شهری را انجام داده اند. مهمترین موضوع در بازآفرینی شهری سیاست حاکم بر بازآفرینی شهری است. باید ببینیم سیاست برای احیای بافت فرسوده، درجا سازی و یا محله ای طراحی کردن و یا اصلاح طرح جامع است.
درجا سازی در هیچ جای دنیا موفق نبوده است. ۲ نمونه روشن درجا سازی در کشور ما آبادان و خرمشهر است. بعد از پایان جنگ تحمیلی علیه ایران در دهه شصت، این دو شهر را با درجا سازی بازسازی کردیم. الان ببینید این دو شهر با چه مصیبتهایی درگیر است. خدمات کم ارائه می گردد و زیربنای پرداخت واجرایی کردن طرحهای خدماتی وجود ندارد.
آسیب جدی به آبادان و خرمشهر وارد شده است. تراکم ساختوساز بیش از ۲ برابر شده است اما خدماتی که ارائه می گردد، همان خدمات پیش از انقلاب است، شبکه آب و فاضلاب خرمشهر و آبادان ناقص است و در بخشی از موارد حتی خدمات زیربنایی پیش از انقلاب را هم نتوانستیم کامل کنیم.
مورد دیگر درجاسازی در ایران، در تهران است. چهل و پنج درصد بافت فرسوده تهران در ۲ دهه گذشته به شکل درجاسازی بازسازی و نوسازی شده است. ساختوساز و رعایت مقررات ملی ساختمان بسیار کم رعایت شده است. آپارتمانهای میانگین دو طبقه تبدیل به چهار و نیم طبقه شده و از لحاظ ترافیک و آلودگی با مشکلات بسیاری مواجه هستیم.
در حال حاضر پنجاه و پنج درصد بافت فرسوده داریم. باید با سیاستگذاری از درجا سازی فاصله بگیریم، طبق برنامه ساختمانهایی که واجد ارزش تاریخی و فرهنگی است نگه داشته شود و مابقی تخریب گردد. فضاهای جدید را متناسب با جمعیت ایجاد کنیم. شبکههای شریانی، آب و فاضلاب، برق نیز باید طبق نیازها طراحی و اجرا گردد.
بهترین الگوی بازآفرینی شهری و احیای بافت فرسوده برای ایران را چه می دانید؟
شهرهایی که می توانیم الگو قرار دهیم یکی عشق آباد پایتخت ترکمنستان است. طبق یک طرح و برنامه مشخص بافت فرسوده عشق آباد را تخریب کردند، امکانات زیرساختی آن را ایجاد و سپس ساختمانسازی کردند. همچنین بارسلونا و لیون از جمله مناطقی است که با موفقیت بازسازی و نوسازی شده است. خیابان ها، فضای شهری، ساختمان ها، امکانات شهری، خطوط تاکسیرانی، اتوبوسرانی و مترو به درستی طراحی و اجرا شده است.
لاهور، لیورپول، حلب، سئول از جمله شهرهایی است که طبق سیاست طراحی محلهای انجام شده است. اگر هر یک از شهرهای اروپایی، آسیایی از جمله کره، ژاپن و حتی پاکستان را که طرح احیای بافت فرسوده را به شکل محلهای طراحی کرده اند، الگو قرار دهیم، موفق خواهیم بود. موفق تر از زمانیکه بدون برنامه و طرح، درجا سازی می کنیم. به شکل کلی هر یک از کشورهای اروپایی و آسیایی از جمله کره و ژاپن، حتی پاکستان را که طبق برنامه بافت فرسوده خود را احیا کرده و بازآفرینی شهری داشته اند را الگوی نوسازی و احیای بافت فرسوده قرار دهیم بهتر نتیجه خواهیم گرفت.
نظر شما در باره تاثیر کمیسیون ماده صد و ماده پنج در آینده ساختوساز ایران چیست؟
به ضرس قاطع میگویم در تمام شهرهای ایران به جز تهران، بالای پنجاه درصد از ساختمان سازی ها و اجرای طرح با تخلف انجام می شود و به کمیسیون ماده ۱۰۰ می رود. این تخلفات و جریمههایی که از صاحبان پروژهها گرفته می شود، منبع درآمد خوبی برای شهرداری است.
باید بررسی گردد که کمیسیونهای ماده صد و پنج چه بلایی بر سر شهرها آورده است. کار کمیسیون ماده پنج این شده است که تراکم اضافی دهد و فضای سبز و خدمات عمومی را تبدیل به واحدهای مسکونی و اداری کند. این کمیسیون بلای جان شهرهای ایران شده است و لطمه اقتصادی به مردم وارد کرده است.
منبع: اقتصاد آنلاین